تبليغاتX
من کویر + تو باران
ادبی - اجتماعی
بنام خدا

دوستان عزیز و گرانقدرم

سلام


( هرگز ....  )

بی تو هم می شود زندگی کرد
سا یه انداز بر خستگان بود

با عطش چون درختی کویری
لب فرو بسته ای پر توان بود

* * * * * * *

در سکوتم که همواره ابری است
حسرت     آفتابی      ندارم

چشمهایم اگر نیز خسته ست
میل چندان به خوابی ندارم

* * * * * * *

در هوای   بهار   خیالت
بی تو شاید دلم تنگ باشد

گاه گاهی بگیرد بهانه
ساز خلقم بد آهنگ باشد

* * * * * * *

لیک ای عشق بعد از خداوند
گر چه باید تو را بندگی کرد

چون تو را سوز و ساز است حاصل
بی تو هم می شود زندگی کرد...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تا دیداری دوباره

یا علی مدد

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 23:17  توسط (محمد حسین ولائی)  |