تبليغاتX
من کویر + تو باران - شاید دوباره قصه ما سر بگیرد
ادبی - اجتماعی

بنام خدا

دوستان عزیز و بزرگوارم

سلام

( سر مست )

هر صحبدم ز خواب چو بیدار می شوم

در اشتیاق روی تو تکرار می شوم

در چهرۀ تکیده ام از دید آینه

احساس عشق کرده سبکبار می شوم

آنگاه در شباهت سر مستی شباب

تا بیکرانه غرق در افکار می شوم

تا بشنوی صدای دلم را مگر دمی

هر لحظه از خیال تو آوار می شوم

گر عنکبوت هجر گذر افتدش به ذهن

در تارهای بغض گرفتار می شوم

آهسته سر به زیر پر عشق می برم

در انتظار فرصت دیدار می شوم

از تابش سکوت غم انگیز و دلفریب

دیریست بی قرارم و سر شار می شوم

دانم از این فریب که دادم به خویشتن

آخر به ترک کوی تو ناچار می شوم

صفایتان را عشق است

یا علی مدد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 12:58  توسط (محمد حسین ولائی)  |